الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

27

كتاب النكاح ( فارسى )

صاحب جواهر بعد از اينكه نظر به غير وجه و كفّين را در حال اختيار جايز نمىداند مىفرمايد : اجماعاً بل ضرورة من المذهب و الدّين ، در ادامه در مورد وجه و كفين مىفرمايد : جماعتى نظر به وجه و كفين را بدون تلذذ و ريبه اجازه داده‌اند و بعضى مطلقاً اجازه نداده‌اند و در آخر كلامش قول به تفصيل را نقل كرده و مىفرمايد : فهو أضعف قول فى المسألة ( اگر چه محقق اين نظر را پذيرفته است ) . « 1 » اقوال عامّه : از عبارات اهل سنّت معلوم مىشود كه آنها هم مثل ما سه قول دارند ، ابن قدامه كلامى از « احمد بن حنبل » نقل كرده و مىگويد : قال احمد : لا يأكل مع مطلّقته هو أجنبيٌّ لا يَحِلَّ له أَن ينظُر اليها كيف يأكل معها ينظر الى كفّها ( معمولًا با دست غذا مىخوردند ) لا يحلّ له ذلك ( معلوم مىشود كه احمد حنبل اجازهء نگاه به كفّين را نداده ) . در ادامه ابن قدامه از قول قاضى چنين نقل مىكند : و قال القاضى يحرم عليه النظر الى ما عدا الوجه و الكفّين لانّه عورة و يباح له النظر اليها ( وجه و كفّين ) مع الكراهة إذا امِنَ الفتنة و نظر لغير شهوة و هذا مذهب الشافعى لقول اللّه تعالى و لا يبدين زينتهنّ إلّا ما ظهر منها قال ابن عباس : الوجه و الكفين ( كه از ابن عباس نقل مىكند ولى معلوم نيست نظر خودش است يا از پيامبر نقل مىكند البتّه عامّه نظر صحابه را تقريباً حجّت مىدانند ) . در ادامه ابن قدامه با احمد هم صدا شده و به بعضى از آيات و روايات استدلال مىكند : و عن على عليه السلام قال : قال لى رسول اللّه صلى الله عليه و آله لا تتّبع النّظرة النظرة ( نگاه پشت سر هم نكن ) فانّما لك الأولى و ليست لك الآخرة ، ( اين تعبير اشاره به قول سوّم است ) . « 2 » ادلّه : 1 - آيهء [ قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ ] « قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ . . . وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ . . . وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها » « 3 » . از جملهء « إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها » وجه و كفين را اجمالا استفاده مىكنيم ، چون قدر متيقّن از آن وجه و كفّين است و خصوص سرمهء چشم و لازمه‌اش - چشم فقط - و يا انگشتر و لازمه‌اش - انگشت به تنهايى - را احدى نگفته است ، پس وجه و كفّين قدر متيقّن است . إن قلت : اين آيه در مورد مسئلهء حجاب است نه در مورد جواز نظر ، آيا مىتوان از مسئلهء حجاب جواز نظر را استفاده كرد ؟ قلنا : بله ملازمهء عرفى دارد يعنى اگر اجازه داده‌اند كه در مقابل مردم وجه و كفين باز باشد و پوشاندن آن لازم نباشد به اين معنى است كه نگاه كردن هم جايز است ، و نمىشود به زن بگويند صورتت را باز كن و به مرد بگويند نگاه نكن و جدا كردن اين دو از هم خلاف عرف است . البتّه ملازمهء عقلى نيست چون هيچ مانعى ندارد كه عقلا به زن بگويند وجه و كفّين را بپوشان و به مرد بگويند نگاه نكن . 2 - رواياتى كه در تفسير آيه وارد شده است : بحث سنّت و روايات بعد خواهد آمد ولى در اينجا خصوص رواياتى كه در تفسير آيه آمده و هشت روايت است مطرح مىشود و چون روايات متضافر است نياز به بررسى اسناد ندارد . * . . . عن زرارة ، عن أبي عبد اللّه عليه السلام فى قول اللّه عزّ و جلّ « إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها » قال عليه السلام : الزّينة الظّاهرة الكحل و الخاتم ( سرمه كه نمايان باشد چشم هم نمايان است و اگر انگشتر هم نمايان شد انگشت هم نمايان مىشود و كسى هم خصوص چشم و انگشت را نگفته است پس استفاده وجه و كفّين مىكنيم و وقتى پوشاندن آن لازم نيست نظر به آن جايز است ) . « 4 » * . . . عن مسعدة بن زياد ( سند حديث مشكل دارد ) قال : سمعت جعفراً و سُئلَ عمّا تظهر المرأة من زينتها قال : الوجه و الكفّين ( متن آيهء قرآن در حديث نبود ولى از تعبير معلوم مىشود كه ناظر به تفسير آيه است ) . « 5 » * . . . عن الفضيل قال سألت أبا عبد اللّه عليه السلام عن الذراعين من المرأة هما من الزنية الّتي قال اللّه : « وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ » ؟ قال : نعم و ما دون الخمار ( يعنى موهاى سر ) من الزينة و ما دون السوارين ( بالاتر از دستبند و از اينجا معلوم مىشود كه صورت و كفّان براى نظر مجاز هستند . در اين روايت امام زينت باطن را تفسير مىكند كه از آن

--> ( 1 ) ج 29 ، ص 75 . ( 2 ) مغنى ، ج 7 ، ص 460 . ( 3 ) آيهء 31 ، سورهء نور . ( 4 ) ح 3 ، باب 109 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 5 ) ح 5 ، باب 109 از ابواب مقدّمات نكاح .